جعفر شهرى باف

504

طهران قديم ( فارسى )

طرف خواب آن صاف كرده عكس قاعده‌ى سلمانىهاى دكاندار كه تيغ را به طرف خود يعنى به طرف خواب مو ميكشند ، معكوس و به طرف دهانه‌ى مو شروع به تراش مينمود . « 65 » سر و ريش تراشيدن در حمام رونق بسيار داشت مخصوصا راعيان پاكى و نجسى ، چه خاصيت تراشيدن سر و ريش در حمام آن بود كه پس از آن ميتوانستند خود را از خون و جراحت‌هاى جاى بريدگىهاى آن طاهر ساخته پاكيزه بيرون بيايند . علاوه بر آنكه آب خزينه مرهمى بود كه جراحات جاى تيغ را ترميم مينمود ! اضافه بر از ته تراشيده شدن مو كه كاملا از بن زدوده شده به قول و به اصطلاح خودشان از كون يا از بيخ تراشيده ميشد و دو تيغه و سه تيغه و ليز و صاف ميگرديد و جوش و سوزشى بر جاى نمىگذاشت . از انواع اصلاح و موتراشى در حمام يكى سرتراشى و ديگر صورت‌تراشى و سوم حلق يعنى زير گلوتراشى « 66 » و همچنين وسط سرتراشى بود و اين براى مردمى بود كه سر و رويشان احتياج به سلمانى نداشت و با همين دلاكى در حمام كار اصلاحشان خاتمه يافته . هر آينه كم و زيادى نيز در سر و ريششان ميماند ، خود در خانه با قيچى درست ميكردند و ايضا خاص مردمى كه سنت مذهبى نگاه داشته در سر و حلق‌تراشى پيروى از دستور دين و مراجع ميكردند . از گفتار بزرگان دين ميخواندند كه سه چيز است كه لذتشان فراموش نمىشود : اول از بن تراشيدن مو ، دوم پوشيدن لباس كوتاه و سوم جماع زر خريدگان مانند كنيز « جماع بىگرفتارى و عقبه ؟ ! » « 67 » و در همين مورد بود دستور

--> ( 65 ) . قاعدهء تراشيدن مو آن است كه تيغ را به خواب آن ، طورى كه دست به سر يا صورت مىكشند ميگذارند و پائين ميآورند مگر در نوبت دوم و سوم كه بخواهند آن را ته تراش « پاك تراش » كنند كه خلاف آن به عمل ميآوردند و تيغ را به دهانه مو آشنا ميكردند . صورت‌تراشى سلمانىها به آنگونه بود كه تيغ را مانند داس يا كسى كه سيب يا خيار پوست بكند رو به دست خود بدست ميگرفتند و ميتراشيدند . و دلاك‌هاى حمام خلاف آن كه تيغ را مثل گردن زدن به كار ميبردند . ( 66 ) . نام ديگر دلاك حمام ، حلّاق بود از آن جهت كه موى حلق ميتراشيد . ( 67 ) . جماع با آنهائى بود كه تا تمتع دهند به كار باشند و چون دل‌زدگى ميآوردند رها يا فروخته شده يا به ديگران واگذار مىشدند . كاميابىاى كه حسين بابا شاعر وقت در مستزادى به اين گونه توجيه مىكند :